يحيى دولت آبادى

342

حيات يحيى ( فارسى )

كه ميان صاحبمنصبان سفارت انگليس در طهران با رؤساى مليون و آزاديخواهان از اوائل مشروطيت وجود داشت اكنون هم كه روس و انگليس باهم ساخته‌اند آن رابطه به كلى قطع نشده و غير از سياست مشترك روس و انگليس كه اكنون مناط كارهاى خارجى دولت ايران است انگليسان در خفا يك سياست خصوصى هم دارند كه دل آزاديخواهان را از خود نميرنجانند و تمام بدبختى آنها را بروسها نسبت ميدهند و خود را در موافقت با سياست روس ناگزير معرفى مينمايند و اين رابطه نسبت بوكلاى تندرو مجلس بيشتر بتوسط آقا سيد حسن تقىزاده و رفقاى او است وقتى كه مجلس در شرف خراب شدن است و نمايندگان تندرو مخصوصا تقىزاده و رفقايش بواسطه دشمنى كه ميان محمد على شاه و آنها است در معرض مخاطره جانى هستند خصوصا كه قضيه بمب را هم به آنها نسبت ميدهند بديهى است خطر عظيم متوجه ايشان است لهذا تقىزاده چنان كه گفته شده است از پيش تهيه اين كار را ديده كه در آخر وقت خود را بسفارت انگليس انداخته آنجا محفوظ بماند اينستكه بتوسط صاحبمنصبان سفارت انگليس با ميرزا على اكبر خان دهخدا و بعض ديگر با لباس مبدل داخل سفارت شده هرچه توانسته‌اند رفقاى خود را از گوشه‌وكنار جمع كرده به آن مأمن ميرسانند و اين اقدام در همان روز بيست و سوم جمادى الاولى كه روز بمباردمان مجلس مىباشد مىشود و البته تمام اشخاص خطرناك چه وكيل و چه غير وكيل در اينموقع توقع دارند كه تقىزاده آنها را هم در رفتن به آن پناهگاه شركت بدهد و از كجا كه درصدد نشده باشد بىآنكه موفق بگردد و بهر صورت در اين گونه مواقع كه روز وا نفساه است و هركس بفكر جان خويش است نبايد از كسى اين توقعها را داشت و هركس بايد خود وسيله نجات خويش را فراهم آورد خلاصه بمحض اينكه معلوم مىشود جمعى بسفارتخانه انگليس رفته‌اند مشروطه‌خواهان نظر باينكه از اين سفارتخانه به ظاهر مشروطيت بيرون آمده است اينك هم ميتواند نگاهدارندهء طرفداران مشروطيت بوده باشد بىآنكه متوجه سياست مشترك روس و انگليس باشند و بىآنكه بدانند ممكن است همين سفارت كه به ظاهر گاهوارهء مشروطيت بوده